.
گفت : چرا قهری !؟
گفت : بخاطر چیزهایی از تو .
گفت : خب ! این دلیلی نیست !؟
گفت : اگرتمام آن چیزهایی که فکر می کنی نمی دانم می دانم چه ؟
- شکلی از شرمندگی برچهره اش هویدا شد .
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:19 توسط درویشخان
|