انسان کامل
سیر انسانی یک سیر رقیق شدن است .
از جماد به گیاه و از گیاه به حیوان و از حیوان به انسان و از انسان به اندیشه و از اندیشه به فضا
در حال حاضر که می نویسیم و می خوانیم در مقام (جایگاه)اندیشه بسر می بریم .
اندیشه نیز جماد است اما بسیار بسیار رقیق شده و قابل انعطاف بطوری که به هر شکل و فکر(نظریه فلسفه سفسطه عرض و غرض ... ) ظاهرمی شود,تجسم کردن هر جنس بیرونی و حتی انسان و موجودات زنده دیگر و نیز دنیایی با خیلی از شدنها .
و این از فوق العادگی اندیشه است.
ادبیات یکی از بارزترین حالت اندیشه است .
انسان در حین بودن (در حال)می تواند در سه مقام مختلف جلوس کند, که در هیچ موجود دیگرنیست .
1- مقام حیوان .(جنسیت جسمی ,تن, حیوان ,حالتهای حیوانی)
2- مقام اندیشه. (جنسیت فکر و خیال , خمیرمایه ای به اشکال مختلف )
3- مقام فضا.(جنسیت ورای جنسیت, فوق اندیشه,ناظر,حاضر , بیدار ,شاهد,حیات,جان )
انسان اندیشناک که الان بیشترین انسانهای کره ی زمینند شاخص ترین حالت قابل مشاهدآنها درگیری شدید و کلنجارهای مختلف با افکارخود و در ماندن و نشناختن این ماده ی رقیق ,او را دردمند و درمانده نموده,
غافل از اینکه "درد" خود یک پیام و اتفاق بسیار مهمی است , و همین درد را به دکتر(اطلاعات تلمبار شده در حافظه) اندیشه ی خود می برد که علاج بحران کند.
بیخبر از آن جنس دیگر و نهفته در بطن اندیشه, مانند کودکی در رحم مادر که مستعد زایمان است , جنسی ورای حیوان و اندیشه .
انسان تکامل یافته اختیاری در اینجا از ابزار منحصر به فرد خود یعنی "اختیار"را بکار می گیرد که از این درد رهایی یابد,بجای زاییدن (تحول) از اندیشه به فوق اندیشه٬ دست به تخدیر خود می زند و به مقام حیوانی تنزل می کند.
چطور ؟
معمولی ترین کارها استفاده از موادهای الکلی ومخدراست .
مواد مخدر انسان را از جایگاه اندیشه بطورموقت به سمت پایین (حیوانی)تنزل می دهد که البته لذت هایی در بر دارد که همه لذت های حیوانی اند ( در حالت های جسمی , حیوانی)
و یکی از نشانه های انسان تنزل کرده به جایگاه حیوانی استفاده ازادبیات و کلام پست (پایین)وخشن است (پرخاشگری ,صداهای مختلف,کلمات تحقیری ,ادبیات زاییده شده از اندیشه را به گند می کشد بقول عموم بی ادبی و ...)و حتی اداها و شکلک های غیر خودی وغیر متفکرانه.که همگی درحقیقت فرار از خود ونماندن درحالت جاری خود است .
انسان کامل انسانیست که به جایگاه فوق اندیشه , مافوقی از جنس فضا, یکنواخت بینهایت پهناور, کاملا زنده و هوشیار و ناظر برتمام عالم (Universe) . و این ادراک وفهم فقط و فقط در "عمل ناظر" میسر است نه در اندیشیدن .(نهایت فهم اندیشه همین که من و تو می نویسیم و می خوانیم)
.
اولین گام عمل :
ماندن آگاهانه با فشار درد و زایش (zoom back)از اندیشه.