تولد .
خود را از روبرو تماشا کردم
گودالی از مرگ پر شده بود
و من در مرده خود به راه افتادم
صدای پایم را ازراه دوری می شنیدم
شاید از بیابانی می گذشتم
انتظاری گمشده با من بود
ناگهان نوری در مرده ام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم
سهراب سپهری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 1:2 توسط درویشخان
|