رهایی
تصور کن
دربیابانی یک عده عمله همیشه مشغول کار هستند .
کسی آمده در بیابان اتاقی ساخته و در آن را بسته واین عده را (مثلا از هفت سالگی) در بیابان گذاشته و رفته .
قبلا هم به آنها گفته :در این اتاق یک کسی هست (مثلا خان) بسیار زورگو ،قدرتمند و خطرناک و بی رحم که مرتب شما را می پاید که مبادا کسی کار نکند .
و
این عده هم سالها از ترس آن آدم درون اتاق جرئت دست کشیدن از کار را نداشته اند
تا اینکه یکی از آنها (و یا همه) از فرط خستگی و ناتوانی دست از کار می کشد به سراغ اتاق میرود
به محض باز کردن دراتاق متوجه می شود هیچکس نیست .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 15:38 توسط درویشخان
|