حضور بکر
: قلب ؟
: نمیدونم هر چه می خواهی اسمشو بذار
ناگهان یه چیزی را به خاطر میاره نه اون خاطره که از حافظه میاد ,
آشنایی که ذره ای شبه اون آشنایی در مغز نیست !
می دانی چرا تو مغز نیست چرا که اگه بود هر لحظه بخواهی آن را از حافظه در می آوردی ! میبینی و متوجه ای که با خواستن اتفاق نمی افته !
با اینکه بکره .
با اینکه تازه است .
با اینکه نو به نو میاد .
با اینکه اگه ده بار قلب به خاطر آورده هر ده بار یه چیز نو و بکر بوده .
اما کاملا آشناست !
این خاطره هیچ متقارن با خاطره های مغز ندارد
مثل هیچکسه !
: خیلی عجیبه قلب چیزی بخاطر بیاره ولی مغز نه !
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد ۱۳۸۸ ساعت 14:11 توسط درویشخان
|